سیدمحمد ظمانی، کارشناس ارشد مدیریت دولتی(تحول)
شاید تحولات اخیر خاورمیانه بخصوص موضوع سوریه به موضوعی مهم و قابل بحث در محافل مردمی مبدل شده باشد، موضوعی که مخالفین و موافقین سرسختی در حمایت و عدم حمایت ایران از ساختار حکومت این کشور دارد.
در این یادداشت قصد تغییر دادن نگرش مخاطب را ندارم و صرفا شرایط این کشور را بررسی خواهیم کرد سپس نتیجه را به مخاطب می سپاریم.
سوریه چه کشوری است؟
سوریه کشوری کوچک با مساحت۱۸۵۱۸۰ کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر ۲۲ میلیون نفر است. نزدیک ۷۴ درصد جمعیت سوریه به مسلمانان سنی تعلق دارد. طیف دیگری از مسلمانان این کشور را علویها، شیعیان دوازده امامی و اسماعیلیان با مجموع ۱۳ درصد تشکیل میدهند. ۱۰ درصد جمعیت سوریه نیز مسیحی هستند و ۳ در صد بقیه جمعیت شامل دروزیان و یزیدیان می شود. مسلمانان شیعه بیشتر در شهرهای دمشق، حلب و روستاهای اطراف حمص ساکناند.۸۹.۳درصد مردم سوریه عرب هستند و بزرگترین اقلیت قومی در این کشور را کردها با رقمی حدود ۶ درصد جمعیت تشکیل میدهند. تا قبل از شکل گیری بحران در سوریه، دستکم یک میلیون آواره عراقی و پانصد هزارسوریه یک بازیگر ژئوپلتیک -محور است که سه عامل؛ واقع شدن در منطقهی استراتژیک خاورمیانه، قرار گرفتن بر کنارهی شرقی دریای مهم مدیترانه و برخورداری از ۱۸۶ کیلومتر ساحل و همسایگی با فلسطین اشغالی، لبنان، ترکیه و عراق، به وضوح اهمیت ژئوپلتیکی و نقش راهبردی این کشور را در مناسبات منطقهای و بینالمللی نمایان میسازد.
این کشور میتواند از طریق بنادر «بانیاس» و «طرطوس» در ساحل مدیترانه، مسیر بسیار مهمی برای صادرات نفت و گاز عراق و ایران به اروپا باشد. مسیر سوریه وابستگی عراق و ایران را برای صادرات انرژی به خلیج فارس، کانال سوئز و حتی ترکیه تقلیل میدهد. این موقعیت یکی از دلایل برانگیخته شدن حس رقابت ژئوپلتیکی ترکیه با سوریه گردیده است.
سوریه میتواند یکی از کشورهای کلیدی در مسیر ترانزیت گاز قطر به اروپا باشد. از دست رفتن سوریه و موفقیت مسیر مذکور، اقتصاد ایران را تحت فشار بسیار شدیدی قرار خواهد داد. روسیه هم اگر نتواند این موضوع را مدیریت کند در آینده با چالشهای اقتصادی جدیتری مواجه خواهد شد. چین هم برای مواجه نشدن با معضل تمایلی به تغییرات اساسی در سوریه ندارد.
بنابراین، دفاع از سوریه برای اقتصاد و امنیت ایران بسیار حیاتی است. البته ایران امروز بسیار قدرتمند است و میتواند به یکی از قطبهای اصلی جهان چندقطبی تبدیل شود و این مسئله را در شکست دادن داعش، رژیم صهیونیستی و آمریکا طی ۴۶ سال اخیر نشان داده که آخرین نمونههایش وعده صادق یک و دو است. در میدانهای سیاسی و اقتصادی هم هرگاه به نیروهای انقلابی دولتی و بخش خصوصی فارغ از توجه به ظاهر افراد، میدان داده شده، توانمندیهای شگرف ایران بروز کرده است.
پس تا اینجا متوجه شدیم که سوریه کشوری مهم از نظر جغرافیایی و اقتصادی است و در عین حال با توجه به تنوع ضدونقیض جمعیتی مستعد تفرقه انگیزی و تضاد بین قشرهای مختلف زیستی است.
با توجه به انحصار حکومت در دهه های گذشته در دست حزب بعث و خانواده ( اسد) و عدم توجه به نیازهای اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی مردم و گروه های مختلف از ابتدای دوران بهار عربی این کشور هم دچار تحرکات مردمی و جنبش های اعتراضی شد که با توجه و تعامل حکومت بشار اسد همراه نشد و پس از آن داستان داعش و گروه های تکفیری و آنچه که در هفته های گذشته رخ داد.
در این یادداشت به موضوع مهم محور مقاومت ونقش حیاتی سوریه نمی پردازیم ولی باید نوع و فرایند دستیابی به حکومت حاکمان جدید سوریه را بشناسیم. چه شد که سوریه در عرض چند روز منقلب شد؟ معارضین اموی (پیروان معاویه) وتکفیری (ضدشیعه) چگونه اکثریت مردم را با خود همراه کردند؟ چرا ترکیه بصورت عیان و اسرائیل در پشت پرده از این گروه حمایت کرد؟
اردوغان که خواب رهبری بر جامعه مسلمانان را در سر دارد و به دنبال گسترش امپراطوری منحل شده عثمانی در عصر جدید است بخوبی اهمیت اقتصادی، جغرافیایی و سیاسی سوریه را دریافته و از سالهای گذشته به دنبال دستیابی به بازار شام است.
کاملأ واضح است که سقوط بشار اسد آثار امنیتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی گستردهای برای سوریه دارد و تازه اول مصیبتهای جامعه سوری است. این رویداد، توازن قدرت در منطقه خاورمیانه را نیز بدون شک دچار تحول اساسی خواهد نمود.
گروه تحریر الشام که حاکمان فعلی سوریه هستند هم فرزندان گروههایی چون النصره و داعش و القاعده هستند با نگرشی انحرافی و تندخو که به وضوح راهبرد خود در ضربه زدن به ایران را بیان نموده است. هرچند با تلاش نیروهای امنیتی و نظامی ایران این قشر هیچگاه نتوانستند به کشورضربه بزنند اما اکنون با دستیابی به حکومت سوریه از گروهکی کوچک به حکومتی نظامی مبدل شدند.
با توجه به شرایط خاص و همیشگی خاورمیانه، درگیری های مذهبی، منابع سرشار نفتی- معدنی وجاده ابریشم، این منطقه همیشه در کشمکش مستقیم و غیرمستقیم قدرت های جهانی قرار داد. از طرفی در شرق کشور حکومت افراطی طالبان هم مدلی آرامتر اما شبیه به حاکمان امروز سوریه دارند که به شکل عجیب و سریعی زمام امور را بدست گرفتند.
برای آینده سوریه مدل های مختلفی پیش بینی میشود از حکومتی انحصاری شبیه به آنچه در قبل بود، تاحکومتی ائتلافی شامل همه گروههای سیاسی ، اجتماعی و مذهبی و یا جنگ داخلی و تجزیه سوریه که موجب غارت و سودجویی بازیگران خارجی و سهولت دستیابی به منابع این کشور می شود.
چیزی که مشخص است این مسئله را بیان می کند که با توجه به تنش میان نیروهای حاکم سوریه (باتوجه به تنش های نظامی و ضربات سخت ایران به این گروه ها) و مردم(با توجه به حمایت ایران از حکومت سابق سوریه) همچنین شرایط متزلزل حکومتی این کشور تجدید و بازسازی روابط دیپلماتیک با سوریه نیازمند زمان است. اما همانطور که ذکر شد این موضوع را فراموش نمی کنیم که با توجه به شرایط خاص منطقه (شیطنت های ترکیه، جمهوری آذربایجان، گروه های افراطی، سیاست های نیابتی آمریکا و اسرائیل همچنین منافع سرشار روسیه و چین) ایران باید با اولویت قرار دادن امنیت مردم از منافع داخلی و منطقه ای کشور محافظت نماید.
