✍️سید محمد ظمانی، کارشناس ارشد مدیریت دولتی (تحول)
ایران، سرزمینی با فرهنگی غنی و ظرفیتهای انسانی، اقتصادی و معدنی بینظیر، متأسفانه سالهاست که با مشکلاتی جدی در این حوزهها و دیگر بخشها مواجه است، کشوری که به لحاظ نیروی متخصص و منابع طبیعی باید از پیشرفتهای چشمگیری برخوردار باشد، اکنون در وضعیتی قرار دارد که روند توسعهاش با کمبودهایی قابل توجه کند شده است.
🔰به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و مردم، بخش عمدهای از مشکلات موجود ریشه در نارساییهای مدیریتی دارد. متأسفانه، روشهای مدیریتی سلیقهای و دورهای، این معضلات را دوچندان کرده است؛ در دورههای متعدد حکمرانی، مدیرانی در سطوح میانی و بالا وجود دارند که نه تنها تخصص کافی در حوزههای مربوطه ندارند، بلکه عملکردشان در سمتهای مختلف نیز متأثر از شرایط آن موقعیت بوده است. این مدیران اکثراً به مدیران ستادی یا انتخاباتی معروفند و در مواقعی که نیاز به بهرهبرداری از تخصص و تجربه واقعی دارند، توانایی لازم را از خود نشان نمیدهند.
🔴🔴🔴در مجموع، در دنیای مدیریت، سه دسته مدیر را میتوان شناسایی کرد:
- مدیران عملیاتی: این دسته از مدیران بیشتر وقت خود را در پروژهها میگذرانند و تمام امور تئوری را به زیردستان واگذار میکنند. این عدم توجه به امور راهبردی و بروکراسیهای اداری، باعث غفلت از انجام وظایف در قبال مردم میشود. متأسفانه، نمونههای زیادی از این مدیران دیده میشود که به دلیل اعتماد به افراد نااهل، فساد اداری و اقتصادی را در سازمانهای خود ایجاد میکنند.
- مدیران کارتابلی: این مدیران بیشتر وقت خود را پشت میز صرف بررسی مکاتبات و حضور در جلسات میکنند و غافل از رصد و پیگیری میدانی پروژهها و فرآیندها هستند، آنها به پرسنل خود بیاعتمادند و معمولاً عملکردی رو به رشد ندارند. نتیجه این شیوه مدیریت، فساد اقتصادی یا بروز پروژههای متعدد ناتمام است.
- مدیران توسعهگرا: این گروه از مدیران با برنامهریزی اصولی، تیمسازی و برونسپاری امور داخلی سازمان را به رضایت مردم هدایت میکنند و همزمان، پروژههای توسعهای را نیز رهبری مینمایند؛ آنها توانایی تربیت مدیرانی با ظرفیت بالا را دارند و عملاً نقشی کلیدی در بهبود عملکرد سازمانها ایفا میکنند.
▪️متأسفانه، بخش اعظم مدیران میانی کشور را مدیران دسته اول و دوم تشکیل میدهند، مدیران دسته سوم نیز به دلایل سیاسی یا وضعیتهای دیگر، عمری کوتاه در مسند مدیریت دارند که این مسئله به ناکامی سازمانها در اجرای برنامههای بلندمدت میانجامد.
🟢بهراستی، نیاز است که حداقلهای فنی، تحصیلاتی و تجربی به عنوان معیارهایی اساسی برای انتصاب مدیران مدنظر قرار گیرد. در این صورت، امید میرود که مدیران ما با الفبای مدیریت نوین آشنا شوند و نقش خود را به درستی ایفا کنند. در غیر این صورت، ایران همچنان به این چالشها دچار خواهد بود و پیشرفت واقعی در سایه ضعفهای مدیریتی محقق نخواهد شد.
