سیدمحمد ظمانی؛ کارشناس ارشد مدیریت دولتی (تحول)
بحران انرژی در ایران، دیگر یک پدیده فصلی یا موقتی نیست؛ یک معضل ساختاری و مزمن است که هر سال با شدت بیشتری خود را نمایان میکند.
اما این بحران، تنها به قطعی برق و افت فشار گاز خلاصه نمیشود، بلکه ریشههای عمیقی در ناترازیهای کلان مدیریتی دارد که از مدیریت آب تا تصمیمگیریهای سیاسی را در بر میگیرد. استان سمنان، با تمام ظرفیتهای منحصر به فردش، نمونهای بارز از قربانیان این ناترازیهاست.
کشاورزی در خط مقدم بحران: مرگ آرام مزارع
در میان تمام مشاغل، شاید هیچ قشری به اندازه کشاورزان، آسیبپذیر نباشد، زندگی آنها به دو عامل حیاتی وابسته است: آب و برق، با قطعیهای برنامهریزیشده و نشده برق، موتورهای چاههای کشاورزی از کار میافتندو این اتفاق در اوج گرمای تابستان، یعنی زمانی که گیاهان به شدت به آبیاری نیاز دارند، به معنی مرگ تدریجی محصولات است.
هرچند ولنگاری در سیستم آبیاری و کشت محصولات پرآب موردی است که باید سختگیرانه جلوی آن ایستاد و فکری به حال آن نمود، اما به نظر کشت محصولات پرآب و آبیاری غرقابی باید به مانند کشت مواد مخدر ممنوع شود که امروز هم برای آن دیر است.
این وضعیت معیوب، نه تنها تولیدات کشاورزی را کاهش میدهد بلکه به مهاجرت روستاییان و خالی شدن روستاها از سکنه منجر میشود. معیشت خانوادههای روستایی از بین میرود و امنیت غذایی وحتی اجتماعی کشور به خطر میافتد.
خسارات بحران انرژی برای مردم عادی
بحران برق و آب، زندگی مردم عادی را به شدت تحت تأثیر قرار داده و خسارات متعددی به آنها وارد میکند:
• مشکلات اقتصادی: قطعیهای مکرر برق باعث فاسد شدن مواد غذایی در یخچالها میشود و حتی سوختن وسائل برقی، همچنین آسیب به کسبوکارهای کوچک (مانند مغازهها و رستورانها) و ضررهای مالی سنگین را به مردم تحمیل می کند.
• چالشهای روزمره: با قطع برق، آسانسورها، سیستمهای تهویه و پمپهای آب و حتی شبکه های تلفن همراه از کار میافتند و این موضوع زندگی در آپارتمانها را دشوار میکند و باعث قطع آب شهری در بسیاری از مناطق میشود.
• مشکلات آموزشی و بهداشتی: دانشآموزان برای مطالعه و استفاده از اینترنت با مشکل مواجه میشوندو از بین رفتن سرمایش و تهویه مناسب به ویژه برای بیماران و سالمندان، خطرات جدی به همراه دارد.
• فروپاشی کسبوکارها: مشاغل کوچک وابسته به برق، از جمله فروشگاهها و کارگاههای کوچک، در زمان قطعی برق متحمل ضرر و زیان سنگینی میشوند و حتی ممکن است به تعطیلی کشیده شوند.
خسارات تعطیلیهای اجباری ادارات به مردم
تعطیلیهای مکرر و اجباری ادارات که معمولاً به دلیل مدیریت نادرست انرژی و کمبود برق و آب اتفاق میافتد، ضررهای زیادی برای مردم عادی به همراه دارد.
تعطیلیهای اجباری، نماد آشکاری از ناتوانی در مدیریت بحرانهاست که بهطور مستقیم بر زندگی و معیشت مردم عادی تأثیر میگذارد.
این مشکلات نشان میدهد که بحران انرژی، دیگر فقط یک مسئله فنی نیست بلکه یک بحران اجتماعی و اقتصادی است که آرامش و امنیت مردم را هر روز بیشتر از قبل به خطر میاندازد.
تغییر مدیران، تغییر در نگاه؟
یکی از چالشهای اصلی در حوزه انرژی، نبود یک رویکرد بلندمدت و پایدار است با هر تغییر دولت و جابجایی مدیران، برنامههای کلان نیز دستخوش تغییر میشوند و نگرش سیاسی و کوتاهمدت به جای نگاه راهبردی بلند مدت و علمی به رویکرد غالب تبدیل شده است.
مدیران جدید، اغلب تلاش میکنند با اقدامات سریع و نمایشی، بحران را برای یک دوره مشخص مدیریت کنند، بدون اینکه به فکر حل ریشهای مشکلات باشند و این امر باعث میشود پروژههای نیمهکاره رها شوند و سرمایهگذاریها به نتیجه مطلوب نرسند.
سمنان؛ قربانی ناترازی
استان سمنان با موقعیت جغرافیایی خاص خود میتواند یکی از قطبهای اصلی تولید انرژیهای تجدیدپذیر باشد و روزهای آفتابی فراوان و وزش باد در دشتهای آن ظرفیتی عظیم برای احداث نیروگاههای خورشیدی و بادی است اما این ظرفیت مغفول مانده و سمنان نیز مانند سایر نقاط کشور گرفتار قطعیهای مکرر برق است.
چرا به جای بهرهگیری از این نعمتهای خدادادی، همچنان بر روشهای سنتی و پرهزینه تکیه میشود.
راهکارهای میانمدت و بلندمدت برای برونرفت از این بحران، دقیقاً در همین نقطه نهفته است.
بحران انرژی در سمنان و سراسر کشور نه یک اتفاق بلکه نتیجه سالها بیتوجهی و مدیریت غیرعلمی است و تنها راه نجات عبور از نگاه سیاسی و دستیافتن به یک اجماع ملی و راهبردی برای بهرهگیری از ظرفیتهای بومی و جغرافیایی کشور است.
در غیر این صورت، تاریکی مطلق تنها سایهای نیست که بر سر شهرها افتاده بلکه نشانی از آیندهای است که در آن، امیدها و فرصتها نیز به خاموشی میگرایند.
