سیدمحمد ظمانی، کارشناس ارشدمدیریت دولتی (تحول)
رسانهها، در هر شکلی از سنتی تا دیجیتال، دیگر صرفاً ابزاری برای اطلاعرسانی نیستند؛ بلکه تبدیل به شاهرگ حیاتی اقتصاد و توسعه اجتماعی شدهاند. در دنیای امروز که سرعت تبادل اطلاعات حرف اول را میزند، نقش رسانه در تعامل بین بخشهای مختلف جامعه، به ویژه صنعت و دولت، اهمیتی دوچندان یافته است. رسانه میتواند به مثابه یک کاتالیزور قوی عمل کرده و موانع سد راه پیشرفت صنایع را برطرف سازد.
یکی از اساسیترین وظایف رسانه در قبال بخش صنعت، نمایش ظرفیتها است. صنایع کشور، از کارگاههای کوچک محلی تا کارخانههای بزرگ مادر، مجموعهای از توانمندیهای فنی، نوآوریها و محصولات منحصربهفرد را در خود جای دادهاند. متأسفانه، بسیاری از این ظرفیتها به دلیل عدم دیده شدن یا تبلیغات ناکافی، ناشناخته باقی میمانند. رسانهها با پوشش مستمر و حرفهای، میتوانند این پتانسیلها را به سرمایهگذاران داخلی و خارجی، مصرفکنندگان و سایر بخشهای اقتصادی معرفی کرده و زمینه را برای جذب منابع و توسعه بازار فراهم آورند. این کار نه تنها به برندسازی ملی کمک میکند، بلکه اعتماد عمومی به تولیدات داخلی را نیز تقویت مینماید.
در کنار معرفی نقاط قوت، رسانه وظیفه حیاتی بیان مشکلات و پیگیری مطالبات را بر عهده دارد. بخش تولید همواره با چالشهایی نظیر پیچیدگیهای اداری، بوروکراسیهای زمانبر، مشکلات تأمین مواد اولیه، نوسانات ارزی و کمبود نقدینگی دست و پنجه نرم میکند. این موانع، اگر به موقع منعکس نشوند، میتوانند به سستی تولید و حتی تعطیلی واحدها منجر شوند. رسانههای منصف و مسئولیتپذیر، مشکلات اصناف و صنعتگران را به شکل مستند، تحلیلی و بدون شایعهپراکنی، به گوش مسئولین امر میرسانند. این انعکاس، فشار سازندهای را برای اصلاح رویهها و اتخاذ تصمیمات کارشناسی ایجاد میکند.
این نقش پیگیری نباید یکطرفه باشد؛ بلکه باید تبدیل به یک پل ارتباطی فعال بین مردم و مسئولین شود. مردم، به عنوان مصرفکنندگان نهایی و همچنین تأمینکنندگان نیروی کار، مطالبات و نیازهای مشخصی دارند؛ از کیفیت محصولات گرفته تا قیمتها و خدمات پس از فروش. رسانه با شنیدن صدای مردم و تبدیل دغدغههای خرد آنها به موضوعات کلان قابل بحث در سطح سیاستگذاری، تضمین میکند که تصمیمات دولتی در راستای منافع عمومی و توسعه واقعی باشد. وقتی رسانه به درستی نقش “صدای مردم” را ایفا کند، شفافیت افزایش یافته و پاسخگویی مسئولین نهادینه میشود.
در نهایت، یکی از بزرگترین دستاوردهای همکاری مؤثر رسانه و صنعت، اشتغالزایی پایدار است. هر صنعتی که ظرفیتهایش معرفی شود، بازارهای جدید بیابد و موانعش برطرف گردد، به طور طبیعی نیازمند نیروی کار بیشتری خواهد بود. رسانهها میتوانند از طریق ترویج فرهنگ کارآفرینی، معرفی فرصتهای شغلی موجود در صنایع پیشرو، و همچنین برجستهسازی صنایع با پتانسیل رشد بالا، نقش مهمی در هدایت نیروی کار جوان به سمت بخشهای مولد ایفا کنند. آموزشهای رسانهای در مورد مهارتهای مورد نیاز صنایع جدید (مانند صنایع دانشبنیان و فناوریهای سبز) نیز میتواند پلی برای ورود جوانان به بازار کار فراهم آورد.
در نتیجه، رسانه تنها بازتابدهنده رویدادها نیست؛ بلکه یک بازیگر فعال و ابزاری نو در فرآیند توسعه است. برای عبور از موانع موجود در مسیر توسعه صنایع، نیاز است که اهالی رسانه به جای پرداختن صرف به حواشی، زمان و انرژی بیشتری را صرف تحلیل عمیق چالشها، حمایت هوشمندانه از ظرفیتهای تولیدی و ایجاد فضایی تعاملی بین قدرتهای اجرایی و نیازهای واقعی جامعه نمایند. این رویکرد است که رسانه را از یک تماشاچی منفعل به یک شریک فعال در پیشرفت کشور تبدیل خواهد کرد.
ما از ابتدا در رسانه ندای شاهوار جوان سعی کردیم هرجا فارغ از جغرافیا و فارغ حوزه و اندازه صنایع هرکجا که تولید کننده ای دچار مشکل شد آن را بگوش مسئولین برسانیم و در این راه پیگیری های موردی و شخصی را در دیدار های عمومی و خصوصی با مدیران میانی و ارشد استان انجام داده ایم که به لطف خدا و اشرافی که از بطن موضوعات داشتیم توانستیم یا قدمی برای رفع مشکلات برداریم و یا چالش ها را به مطالبه جدی مبدل کنیم، که این خود رسالت ما بوده و هست.
