سیدمحمد ظمانی، کارشناس ارشد مدیریت دولتی (تحول)
دیگه شده رسم این روزها؛ هرجاکه پا میذاری، قیمتها با هم فرق دارند یه مغازه گوشت را کیلویی ۷۰۰ هزار تومن میفروشه، یکی کنارش همون گوشت رو زده ۸۵۰ هزار تومان مرغ در فروشگاهی گرانتر و جای دیگر ارزانتر و هیچکس نمیدونه بالاخره نرخ درست کدومه!
میوه و سبزی هم دیگه لوکس شده موزی که از اکوادور وارد میشه ۱۰۰ هزار تومان از سیبی که در همین باغات اطراف به عمل میاد ارزون تره!! این اگر طنز نیست پس چیه؟!
یه هندونه یا یه کیلو پرتقال، انگار داری طلای چند سال پیش رو میخری! خود طلا و دلار هم که هر روز یه عدد جدید میان بالا، هیچ معلوم نیست بر چه اساسی!
این وسط مردم موندن با جیبهای خالی و دل نگران حقوق کارگر و کارمند، هنوز زیاد نشده، اما قیمت همهچیز هر صبح بیدار میشه و تصمیم میگیره خودش رو بالا بکشه بقول یکی از فعالین کارگری استان حقوق کارگر و کارمند نهایتاً ۳۰ درصد افزایش پیدا کرده ولی از فروردین ۲۰۰ درصد تورم رو تحمل کردیم !
وقتی حقوقها تکون نمیخوره، ولی قیمتها بیضابطه بالا میروند، چطور باید زندگی کرد؟
حرف از نظارت زیاد زده میشه، اما عملاً هیچ چیز درست نمیشه مأمور میاد، چند تا مغازه رو نگاه میکنه و میره، فرداش دوباره همون آش و همون کاسه، نظارتی که فقط روی کاغذ باشه، فایده ندارد مردم نتیجه واقعی میخوان، نه حرف و وعده برخی جریمه های تعزیراتی عملا بازدارنده نیستند هرچند باید حرف دل کاسب رو هم شنید.
تولیدکنندهها هم حال و روز خوبی ندارند با قیمت بالای مواد اولیه، ارز چندنرخی و هزینههای سرسامآور، خیلیها دیگه اصلاً تولید را رها کردند وقتی حمایت نیست و هر روز یه قانون جدید میاد که کار رو سختتر میکنه، تولید چطور باید پا بگیره؟
از اون طرف تصمیمگیرها بیشتر دنبال مسائل حاشیهای هستن، انگار خودشون بازار نمیرن! توی مجلس و جلسات دولتی، کمتر صدای مردم شنیده میشه درد مردم اینه که حقوقشون کفاف زندگی ساده رو نمیده، اما انگار کسی جدی گوش نمیده.
واقعا چرا نمایندگان از ابزارهای قانونی خودشون استفاده نمی کنن؟!
قیمت دلار و بنزین هر وقت بالا و پایین میشه، زندگی مردم هم باهاش تکون میخوره بنزین گرون بشه، کرایهها میره بالا؛ کرایه بره بالا، قیمت میوه و گوشت و حتی نون هم زیاد میشه همهچیز زنجیرهای به هم وصل شده، ولی برنامهریزی درست وجود نداره.
اقتصاد کشور شده یه کاریکاتور واقعی؛ پرنقش و شلوغ، اما بیمعنا، مردمی که هر روز سختتر زندگی میکنند، تولیدکنندهای که ناامید شده و مسئولانی که بیشتر از عمل، حرف میزنند. وقتشه به جای شعار، واقعا دنبال ثبات، نظارت درست و حمایت واقعی از تولید و معیشت مردم باشیم.
سال دیگه وقتی داریم جوجه های آخر پاییز رو میشماریم نگیم دریغ از پارسال!!!
