نقدی به فرایند تایید صلاحیت ها و نظارت بر انتخابات
کاهش مشارکت، فدای افزایش مشارکت
سیدمحمد ظمانی، مدیرمسئول هفته نامه منطقه ای ندای شاهوار جوان
در آستانه انتخابات هفتمین دوره شوراهای اسلامی شهرو روستا قرار داریم، انتخاباتی که در روزهای جنگ ایران با آمریکاو اسرائیل جنایتکار قرار دارد و به همین خاطر از اهمیت صدچندانی برخوردار است.
یکی از مهمترین عناصر در هر انتخاباتی تایید صلاحیت هاست که موافقین و مخالفین خود را داشته و دارد. در این دوره فرایند تایید صلاحیت ها یکی دوباری دچار تغییرات اساسی شد که نشان دهنده سردرگمی قانونی در زمینه نظارت بر انتخابات شوراهایی ست که برعهده نمایندگان مجلس است.
یک نمونه از سردرگمی ها نداشتن اساسنامه مشخص برای تعیین صلاحیت در کل کشور است، این موضوع با توجه به تصیم گیران هر استان و حتی شهرستان متفاوت است به شکلی که افرادی با شرایط مشخص در یک شهرستان تایید و فرد دیگری در جای دیگر رد صلاحیت می شود.
مورد دیگر اضافه شدن برخی موانع ثبت نام پس از آغاز فرایند انتخابات بود مانند روسای هیات های ورزشی که بسیاری از شرکت کنندگان را آزار داد و در پایان برخی تایید و برخی ردصلاحیت شدند.
در نمونه ای دیگر که بسیار مهم است ردصلاحیت در هیات های شهرستانی به استناد استعلام های موثق و تاییدصلاحیت برخی درسطح استان و کشورتوسط نمایندگان مجلس است.
سوال اینجاست اگر کسی مشکل و ابهامی در عملکردش وجود داشته چرا در یک مرحله رد و درمرحله دیگرتایید می شود؟
چرا در افرادی که با شرایط مساوی رد صلاحیت شدند یکی تایید و یکی از گردونه خارج می شود؟
چرا افرادی که در دوره های قبلی ردصلاحیت شدند و این مورد با مستندات کافی در هیات های نظارت شهرستانی ، استانی و کشوری نیز ادامه پیدا کرده در دوره ی بعدی به تایید صلاحیت تبدیل می شود؟
آیا گناه یا اشتباه یا پرونده قضایی و امنیتی ایشان در دوره جدید پاک شده؟
چرا در این فرایند زحمات وحساسیت های هیات های نظارت شهرستانی وحتی استانی با یک تصمیم فله ای در کشور به باد می رود و تعداد زیادی از رد صلاحیت شدگان به چرخه بازمی گردند؟
اگر حق این افراد تایید صلاحیت بوده چرا در یک یا دو مرحله رد شدند؟ و اگر اصول و اساسنامه ای وجود دارد چرا آن در ابتدای زنجیره به هیات های شهرستانی ابلاغ نمی شود؟
در بحث تبلیغات هم چنین است برخی موارد که جنبه اطلاع رسانی دارد در برخی استان ها مجاز و در برخی دیگر غیرمجاز شناخته می شود، برخی تبلیغات مستقیم با مصلحت اندیشی در برخی رسانه ها، افراد ونهادها با سمت و سوی مشخص مجاز ودر برخی غیرمجاز تلقی می گردد.
یکی از اهداف عالی هیات های نظارت برگزاری سالم انتخابات است ولی می بینیم که گروه های سیاسی با تدوین سازوکارهایی برای بستن لیست انتخاباتی خود از کاندیدا طلب چندصدمیلیون پول و تضمین های عملکردی می کنند.این مورد ضمن ضربه به سلامت انتخابات و لطمه به افرادی که توان فنی کار را دارند ولی سرمایه ندارند می شود. در اینگونه مباحث اختیار شوراها به دست افرادی است که در شوراهای اسلامی قرار ندارند، مردم به آنها رای ندادند و تصمیم سازی می کنند. البته همه این را می دانند ولی کسی اقدامی نمی کند.
سوال اینجاست که کاندیدای محترم چه کیسه ای دوخته اند که حاضرند برای قرار گرفتن در لیست این میزان هزینه کنند؟
چندی پیش در مورد موضوع تایید صلاحیت ها با یکی از بزرگان استان صحبت می کردم ایشان علت تایید صلاحیت افراد را افزایش مشارکت عموم مردم با سلایق و نظرات مختلف در انتخابات دانست و باز سوالی بوجود می آید که:
به چه قیمت؟
در همین دوره فعلی بودند شهرداران و اعضای شوراهای شهر و حتی روستایی که (در سطح کشور) به دلیل فسادهای مالی و حتی اخلاقی دستگیر، برکنار و محاکمه شدند اگر حساسیت کافی بر تایید صلاحیت این افراد توسط هیات نظارت بوجود می آمد حتما شاهد کاهش این اتفاقات بودیم.
آیا دقت کردید عمده نارضایتی مردم و دلیل کاهش مشارکت عملکرد ضعیف و گاهی فساد در مدیران انتخابی است؟!
رویه انتخابات شوراها با دیگر انتخابات های کشور متفاوت است واز اصول انتخابات مجلس و ریاست جمهوری در مورد تایید صلاحیت ها و روش برگزاری تبعیت نمی کند و زیرنظر نمایندگان مجلس است همین امر موجب تحت تاثیر قرار گرفتن نمایندگان مجلس می شود که چرا با فلانی که در تیم شما بوده مماشات می شود و با فلانی که در صف مقابل بوده سخت گیری می گردد؟ حتی اگر این اتفاق نیافتد باز هم نوک پیکان اعتراضات به سمت نمایندگانی است که وظیفه اصلی آنها قانونگذاری است نه برگزاری انتخابات!
حال که رویه این است بهتراست مردم خود هوشیار باشند و با وسواس کامل و رای به اصلح آینده شهرو روستایشان را برای ۴ سال به افراد بسپارند
ادامه دارد….
