حفاظت از محیط زیست در شهرستان شاهرود امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری جدی در ساختار، نیروی انسانی و تأمین امکانات است. واقعیت میدانی این است که فاصله میان مأموریتهای تعریفشده برای مناطق تحت حفاظت و توان اجرایی موجود، روزبهروز در حال افزایش است؛ فاصلهای که اگر برای آن چارهاندیشی نشود، میتواند پیامدهای جبرانناپذیری برای تنوع زیستی منطقه به همراه داشته باشد.
مهمترین چالش فعلی، کمبود شدید نیروی انسانی تخصصی است. در شرایطی که مأموریت محیطبانان شامل حفاظت شبانهروزی از گسترههای وسیع طبیعی، مقابله با تخلفات شکار و صید و مدیریت بحرانهای زیستمحیطی است، ساختار فعلی شیفتبندی و تعداد نیروها پاسخگوی این حجم از مسئولیت نیست. فشار کاری بالا و فرسودگی نیروها، بهتدریج کیفیت حفاظت را تحت تأثیر قرار داده است.
در کنار این مسئله، روند جذب نیرو نیز با محدودیتهای جدی مواجه است. در حالی که نیاز واقعی منطقه بسیار فراتر از وضعیت موجود است، موافقتهای محدود در جذب نیرو و همزمانی آن با موج بازنشستگی، عملاً بدنه اجرایی را کوچکتر و آسیبپذیرتر کرده است. نتیجه این روند، اداره مناطق وسیعی با حداقل ظرفیت انسانی است؛ وضعیتی که تداوم آن منطقی و پایدار به نظر نمیرسد.
از سوی دیگر، کمبود تجهیزات عملیاتی و خودروهای مناسب، یکی از گلوگاههای جدی در مدیریت بحرانهای احتمالی از جمله آتشسوزیهای جنگلی است. نبود امکانات کافی در مناطقی مانند جنگل ابر، بهطور مستقیم سرعت واکنش و توان مقابله با حوادث را کاهش میدهد و ریسک خسارتهای گسترده را افزایش میدهد.
مسئله معیشت نیروهای محیط زیست نیز قابل چشمپوشی نیست، محیطبانان بهعنوان خط مقدم حفاظت از طبیعت، با سطحی از حقوق و مزایا مواجهاند که تناسبی با سختی کار، خطرپذیری و مسئولیتهای سنگین آنان ندارد. این شکاف معیشتی، در بلندمدت میتواند انگیزه ماندگاری در این حرفه را کاهش دهد و جذب نیروهای جدید را دشوارتر کند.
در مجموع، آنچه امروز در شاهرود مشاهده میشود، نه کمبود تلاش نیروهای موجود، بلکه عدم تناسب میان مأموریتها و امکانات است. ادامه این وضعیت، حتی با وجود تعهد و انگیزه بالای محیطبانان، نمیتواند ضامن حفاظت پایدار از منابع طبیعی باشد.
ضروری است تصمیمگیران ملی و استانی با نگاهی واقعبینانهتر به حوزه محیط زیست، نسبت به تقویت نیروی انسانی، تأمین تجهیزات و اصلاح ساختارهای حمایتی اقدام کنند؛ چرا که حفاظت از طبیعت، یک انتخاب اداری نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی برای آینده منطقه است.
