IMG 1340

سیدمحمدظمانی، کارشناس رسانه

پاسخ‌های متضاد، خروجی صفر

این روزها فرهنگ به دغدغه‌ای مهم برای دلسوزان جامعه تبدیل شده، موضوعی که بازخورد کم‌کاری حداقل یک یا دو دهه گذشته را در کف جامعه به وضوح نشان می‌دهد.

پارادوکس عملکرد و خروجی

هر بار که دغدغه‌مندان به متولیان مراجعه می‌کنند، آنها را دلسوز، دارای برنامه و با عملکرد مناسب می‌یابند. اما پرسش اصلی اینجاست: چرا خروجی مناسبی را در این زمینه، به‌ویژه برای نسل جدید (نسل زد و آلفا)، مشاهده نمی‌کنیم؟

تضاد ذاتی و شکست ماموریت‌ها

فرهنگ و برنامه‌های فرهنگی موضوعی جذاب برای مسئولان است، اما ذات برخی دستگاه‌ها فرهنگی نیست و به همین خاطر نمی‌توانند تشخیص مناسبی در این زمینه داشته باشند.

*   نیروی انتظامی: در برهه‌ای متولی امر حجاب و عفاف تعیین شد، اما به دلیل همین تضاد ذاتی، شاهد موفقیتی در این حوزه نبودیم. نهادهای دیگری نیز در این زمینه و موارد دیگر از جمله رسانه، با همین مشکل ورود پیدا کرده‌اند.

*   شهرداری‌ها: به دلیل توانمندی مالی و تجهیزاتی می‌توانند مجری برنامه فرهنگی دستگاه متولی باشند، اما به خودی خود نمی‌توانند ابداع‌کننده و هم‌زمان اجراکننده محتواهای فرهنگی باشند. نتیجه این است که حتی با موفقیت‌های کوتاه‌مدت، در بلندمدت و با تغییر رویکردها، شاهد ثبات در این حوزه نیستیم.

غفلت نهادهای تخصصی

*   آموزش و پرورش: این سازمان متولی حوزه فرهنگ در ۱۳ سال تحصیلی کودکان و نوجوانان است، اما اولویت را آموزش قرار داده و برنامه‌ای برای ساعت خارج از محیط مدرسه دانش‌آموزان ندارد.

*   کانون فکری کودکان و نوجوانان: این زیرمجموعه آموزش و پرورش چقدر در برنامه‌های فرهنگی نسل جدید دخیل است و چه حجمی از سهم فراغت کودکان و نوجوانان را در شهر و روستا تشکیل می‌دهد؟

*   اداره کتابخانه‌ها: این اداره با تعامل و تغییر نگرش نسبت به گذشته، از ابزارهای جدید برای بالابردن سهم کتاب‌خوانی مشارکت خود را افزایش داده است. اما زیرساخت‌های آن تا چه حد کافی است؟

متولی بزرگ در نقش میزبان

اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی که به ظاهر متولی هم فرهنگ و هم اشاعه ضروریات جامعه اسلامی در این حوزه است، چقدر خود را به شکل متولی و مبدع نشان داده و چقدر به نمادی یک‌جانشین مبدل شده است؟ آنچه در مورد این ارگان دیده می‌شود، بیشتر متولی و میزبان حوزه هنر است تا حوزه بزرگ فرهنگ به عنوان پدر بخش‌های دیگر (مثل نشر، رسانه، حجاب، ارشاد اسلامی، فرهنگ ایرانی اسلامی و…).

دستگاه‌های همکار و رسانه

*   حوزه هنری: در سال‌های اخیر با پوست‌اندازی، نقش انقلابی خود را بازیافته و کم‌کاری ارگان‌های دیگر را پوشش می‌دهد، اما آیا جز نیروی انسانی خلاق، بضاعتی برای انجام افکار فرهنگی و هنری دارد؟

*   سازمان تبلیغات اسلامی: آیا هنوز هم از تبلیغات، تنها موضوع مبلغان دینی را در نظر دارد یا خود با تغییر رویه، به عنوان مبدع و مجری وارد می‌شود؟ این سازمان چه تعاملی با رسانه‌ها (به عنوان مبلغی جدید) برای رساندن پیام‌های اسلامی به مردم ایجاد کرده است؟

*   صدا و سیما: چه جذابیتی برای آحاد مردم دارد؟ آیا واقعاً قشر فعال و تأثیرگذار جامعه، شبکه‌های تلویزیونی را به عنوان اصلی‌ترین ابزار اشاعه فرهنگی دنبال می‌کنند؟ به نظر می‌رسد خود صداوسیما هم این موضوع را فهمیده و برای جبران مالی این قهر مردم، به سراغ سکوهای نمایش خانگی رفته که خود ضد فرهنگ هستند.

نتیجه: حرکت قارچ‌گونه و بی ثباتی

با نهادهایی طرف هستیم که یا توان مالی دارند، یا توان نرم‌افزاری، یا نیروی انسانی، یا وظیفه ذاتی، ولی متأسفانه هیچکدام در یک راستا حرکت نمی‌کنند. این حرکات قارچ‌گونه و زماندار موجب خروجی‌های نامناسبی در کف خیابان‌ها، محافل و خانواده‌ها شده است.

حلقه مفقوده؟

به نظر می‌رسد حلقه وصل این دستگاه‌ها شورای فرهنگ عمومی است؛ جایی که تمام دستگاه‌های فرهنگی— خواه ذاتی، خواه تکلیفی، خواه کلی یا جزئی— باید نقشه راه فرهنگ عمومی (نه یک قشر خاص) را با توجه به نیاز روز جامعه تبیین نمایند.

حال سؤال اینجاست: خروجی جلسات شورای فرهنگ عمومی چیست و چه دردی را از اقشار مختلف جامعه، خواه با ما یا بر ما، دوا نموده‌اند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *