سیدمحمد ظمانی، کارشناسی ارشد مدیریت دولتی (تحول)
از وقتی روند کاهش نرخ باروری در ایران به زیر سطح جانشینی رسید، سیاستگذاران به شکل پرشتابی به سراغ «مشوقهای فرزندآوری» رفتند. وامهای ۲۰۰ میلیون تومانی تولد فرزند، زمین و خودرو برای خانوادههای پرجمعیت، و تسهیلات بیمهای و آموزشی، مهمترین ابزارهایی بودند که دولت برای «احیای جمعیت جوان» معرفی کرد.
اما با گذشت چند سال از اجرای این سیاستها، دادهها نشان میدهد که نرخ تولد هنوز در حال کاهش است؛ چرا؟
پاسخ را باید در شکاف میان شعار تا عمل جستوجو کرد.
وامهای محدود و طرحهای احتمالی زمین، در جامعهای که هنوز به دنبال بروکراسی کاغذی است عملاً تاثیر پایدار ندارند.
از طرف دیگر زوجهای جوان کمتر به عدد وام نگاه میکنند و بیشتر به محیطی پایدار برای رشد فرزندشان میاندیشند؛ محیطی که در آن شغل، آموزش باکیفیت، خدمات درمانی مناسب و امید اجتماعی قابل دسترس باشد.
در کشورهای موفق در مهار کاهش جمعیت – مانند فرانسه، سوئد یا کرهجنوبی (در سالهای اخیر با اصلاحات تازه) مشوقها تنها پول نقد نیستند.
در فرانسه خانوادهها از خدمات مهدکودک رایگان، مرخصی زایمان و پدری تا بیش از یکسال با حقوق، تخفیفهای مالیاتی چشمگیر و نظام آموزشی رایگان برخوردارند. در سوئد والدین میتوانند حدود ۴۸۰روز مرخصی مشترک پس از تولد داشته باشند و کارفرما ملزم است شغل آنان را حفظ کند. در کرهجنوبی اخیراً برنامه ملی «مسکن جوانان متأهل» با اجارههای بسیار پایین برای والدین تازهبازار اجرا شده است.
در حالی که در ایران، مادر شاغل برای مرخصی سه تا ششماهه باید با کارفرمایش چانه بزند؛ پدر نقش محدودی در سیاستهای حمایتی دارد و بسیاری از هزینههای جدید فرزندآوری از پوشک تا مهد به طور مستقیم بر دوش خانواده است.
مهمترین موضوع افزایش جمعیت مسکن است درجایی که دولت ها امر به افزایش دو برابری جمعیت یک خانواده می کنند چه آورده ای برای مسکن آنها دارند؟ آیا وعده زمین برای این موضوع کافیست؟ آیا در یک زمین به تنهایی می توان زندگی کرد؟! اگر واقعا علاقه ای به افزایش جمعیت وجود دارد ابتدا باید مسکن مناسب و آماده زندگی ساخته شود و بصورت رایگان در اختیار خانواده ها قرار گیرد؛ این کار هزینه نیست بلکه سرمایه گذاری است.
واقعیت آن است که هیچ کشوری تنها با وام و شعار نرخ تولد را بالا نبرده است، افزایش جمعیت، نه تصمیمی احساسی که سرمایهگذاری اجتماعی بلندمدت است.
یکی از موضوعاتی که کمتر به آن پرداخته می شود تعداد بالای زوجین نابارور است، افرادی که یا از نظر شخصی تمایلی به فرزندآوری ندارند یا نیاز به مداخله درمانی دارند که آن هم به دو بخش تقسیم می شود، کسانی که به دلیل موضوعات فرهنگی یا مالی بدنبال این موضوع نمی روند و کسانی که مداخلات درمانی پاسخگوی نیازشان نبوده.
این عدد عجیب و نگران کننده است، هر ۵ ازدواج یک مورد یا بیش از ۲۰ درصد ازدواج ها یا سالانه ۸۸ هزار زوج …. بهتر است در این مورد کار اقتصادی فرهنگی و درمانی جدی ترس صورت گیرد ؟!!
مشوقها زمانی مؤثر خواهند بود که «کیفیت زندگی خانوادگی» را بهبود دهند، نه فقط تراز حساب بانکی را.
در جامعه امروزی ایران احساس مسئولیت والدین، آموزش فرزندداری، مراقبت های قبل وپس از زایمان، مشوق های تحصیلی خانواده های دارای بیش از یک فرزند مانند حمل و نقل، شهریه و …اهمیت بیشتری از یک مبلغ ثابت دارد.
مهم ترین موضوع مسکن و خودرو است که انگار به اما و اگر و نقدینگی خانواده بستگی دارد نه تعهد دولت ها برای رفع این نیازهای اساسی که با این روش صرفا خانواده های دارای تمکن مالی از مشوق های اصلی برخوردار می شوند.
امروزه چیزی که بیشتر از تولد فرزند اهمیت دارد تضمین آینده فرزند است که تا کنون هیچ یک از مشوق های فرزندآوری در ایران ضامن این موضوع نیستند.
