سیدمحمد ظمانی، کارشناس رسانه
خبر تغییر استاندار سمنان موجی از اعتراض و گلایه را در استان بهوجود آورد، حال آنکه از ابتدا هم مشخص بود استاندار سابق برای ماندن نیامده بود.
در خوشبینانهترین حالت، احتمال داده می شد، کولیوند برای به سرانجام رساندن پروژههای روی زمین مانده یا ایجاد وفاق یا رفع گرههای کور استان، با توجه به ارتباطات قوی و شخصی، به استان آمده باشد.
اما امروز میبینیم که گرههای کور هنوز باز نشده، وعدههایی داده شد، سندهایی تنظیم شد، اما اقدامی به سرانجام نرسید.
در این یکسال، برخی رفتارها دوگانگی را بین شخصیت استاندار سابق و عملکرد و رفتار اعضای دفتر (ستادش) نشان میداد که گاهوبیگاه حاشیههایی را بهوجود میآورد و گمان موقتی بودن دولت کرجیها را در سمنان بیشتر و بیشتر مینمود. برخی این رفتارها را ناشی از نگاه گروه حاکم به کرسیهای استان البرز در سالهای آینده میدانستند، ولی موج خوشحالی آنان از انتصاب دکتر لاریجانی بهعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی و بعدتر ذوق جمعیشان از انتصاب استاندار مطبوعشان بهعنوان معاون اجرایی شعام، بیانگر هدف و وسیله داشت.
تقریباً در تمام استانها، استانداران بهبهانه سالگرد انتصابشان نشستهایی را با اصحاب رسانه برگزار میکردند و عدم نیاز مجموعه حاکم بر استانداری به پاسخگویی جمعی به مردم از طریق اصحاب رسانه، حتی در حد صدا و سیمای حداقلی، نشان از بیتفاوتی برای ماندن در استان داشت.
فارغ از همه اینها، شخص استاندار سابق فردی بانفوذ و دارای سوابق خوب نسبت به استانداران دیگر استانها بود، اما نمایندگان استان با علم بر رفتنی بودن ایشان، چه استفادهای از ظرفیتهای او کردند؟ و حاصل حضور ایشان در استان چه بود؟
مشکل آب حل شد؟ توازن در توسعه و اشتغال غرب و شرق استان برقرار شد؟ جادههای مرگ شرق استان ایمن شدند؟ مشکل بهداشت و درمان دامغان حل شد؟ بازدهی ادارات بالا رفت؟ استان سمنان در بودجه آخر نشد؟ استان سمنان در گرانی مقام نیاورد؟
کارها و اظهارنظرهای عجیبی که در این یکسال رخ داد، هر از چندگاهی شاخکهای رسانهای و صدای مطالبهگران استان را بیدار میکرد؛ از جمله در شرق استان، اولتیماتومها و تأیید و تکذیبهای فعالسازی معدن بوکسیت تاش علیرغم توصیه بزرگان و خواسته صریح مردم، و واگذاری چراغخاموش معدن سیلیستین طرود با آن همه ثروت به یکی از زیرمجموعههای استانداری، از جمله مواردی بود که موجب دلخوری عامه مردم و مؤثرین از سیستم حاکم شد.
اکنون که استاندار در مقام دیگری خدمت میکند و یاران خود را از استان میبرد، زمزمههایی از انتصاب افرادی در میان است که نه سابقه درخشانی دارند، نه شناختی از استان و نه انتظار وفاق از آنان میرود.
گزینه ضعیف، ویترینی، جنسیتی و موقتی برای پرکردن رزومه، بهنام وفاق، خواسته مردم استان نیست و با توجه به نظر صریح نماینده معزز رهبری در استان و نمایندگان استان، بهتر است دولت با مردم استان بازی نکند!
بهراستی، آیا استان سمنان پارکینگ اتوبوس مسئولان است که هر از چندگاهی به استان بیایند، به یارانشان پست و مقام دهند، به مردم پاسخگو نباشند و بعد هم خداحافظ؟
امروز که همه دغدغهمندان، علما، گروههای سیاسی و رسانههای استان یکصدا استاندار توانمند و متعهد را طلب میکنند، بر نمایندگان مجلس است که محکم بر خواسته مردم ایستادگی کنند و جلوی آزمون و خطا در استان را بگیرند!
نباید اجازه دهند سیستم مدیریتی استان با تغییر یک شخص دچار دگرگونی شود و این تغییر از مدیران ارشد استانی تا مدیران کل و شهرستانی را دربر گیرد.
نمایندگان مجلس و دستگاه قضایی، بهعنوان قوای ناظر بر کلیات و جزئیات عملکرد استانداران، باید نظارت کافی داشته باشند و در صورت لزوم، هرگونه تخطی را ضمن پیگیری با مردم در میان بگذارند تا عدهای خواسته یا ناخواسته از این کرسی سوءاستفاده نکنند.
امروز مردم با آمار و ارقام رسمی کاری ندارند، ولی آمار و ارقام عینی، وضعیت ناخوشایند استان سمنان را نشان میدهد.
مردم و رسانهها از استاندار آینده سمنان میخواهند که:
اول «استاندار» باشد
دوم، نگاهش به کرسی دیگری نباشد
سوم، به مردم و رسانهها پاسخگو باشد
و چهارم، با اتوبوس نیاید و بیشتر از ظرفیتهای داخلی و اصل وفاق بهره بگیرد.
