مهدی عامری: مدیرعامل گروه صنعتی و معدنی سامانه سازان و مدیرعامل شرکت قنوات
شاهرود، شهری که زمانی با باغهای تماشایی و خیرهکنندهاش شناخته میشد، امروز با بحرانی عمیق در حوزه میراث طبیعی و تاریخی خود روبرو است. در شاهرود باغ های تاریخی وجود دارد که گل سر سبد آنها باغ امیراعظم و باغ سراب(باغ خانم عضدی) است و یک باغ که در شهرک فرهنگیان بجا مانده که البته وضعیت اسفناکی دارد. اکثر باغ های قدیمی و تاریخی ما از بین رفتند و به ساختمان تبدیل شدند.متاسفانه این دو، سه باغی هم که باقی مانده اند باغ انتهای شهرک فرهنگیان که وضعیت نابهنجار مشخصی دارد و باغ امیر اعظم نیز به تازگی به یک فرد فروخته شده که مدعی است از ستاد اجرایی فرمان حضرت امام خریداری نموده است که باتوجه به شواهد موجود آبراه های موجود در این باغ قدمت بسیار طولانی دارد که محل عبور آب های کشاورزی است و مردم حقوق ارتفاقی از آن دارند.
معاملهای که بویِ تجاوز به حقوق عمومی میدهد
موضوع «باغ امیراعظم»، که یکی از نمادهای اصیل و شناسنامه تاریخی شهر است، به شدت نگرانکننده است. گزارشها حاکی از آن است که این باغ، که به دلیل وجود آبراههای تاریخی و حقوق ارتفاقی کشاورزان، سرمایهای عمومی و حیاتی محسوب میشود، به ادعای مالکیت شخصی فروخته شده است. سؤال اصلی اینجاست: با تکیه بر کدام نظریه کارشناسی و با اجازه کدام مقام، املاکی که متعلق به وجدان جمعی و میراث شهر است، به حراج گذاشته شده؟ علاوه بر این، تغییرات ساختمانی گسترده در این باغ توسط مدعی مالکیت به هویت تاریخی آن به شدت آسیب زده است؛ تغییراتی که هیچ نهاد نظارتی و کارشناسی نسبت به آن اعتراض نکرد؟
در همین حال، وضعیت باغهای باقیمانده در شهرک فرهنگیان نیز به شدت اسفناک است و گویی انتظار برای نابودی، تنها مسئله اصلی است.
خطای زنجیرهای در مدیریت املاک
بحران تنها به باغها محدود نمیشود. گزارشهایی از اشتباهات مدیریتی در منطقه «سرچشمه» مشاهده شده که در آن، زمین محل عبور حقآبه «شرکت قنوات» به فروش رسیده و بخشی از باغهای کوچه سنندجی ها نیز تحت ادعای مالکیت قرار گرفته است. این یعنی اشتباهی در زنجیرهی کارشناسی و نظارتی که میتواند منافع چندین نسل و حقوق انتفاعی مردم را به خطر بیندازد.
*کجا بود مسئولان؟
در این میان، سکوت برخی نهادها بیش از خودِ ماجرا جنجالی است. شهرداری با وجود وظیفهاش در حفظ فضای سبز و درختان چندصدساله، نباید اجازه میداد چنین تغییرات ساختاری در باغها رخ دهد. شورای شهر نیز به جای غرق شدن در مشاجرههای حاشیهای و کودکانه، باید در این پرونده حیاتی نقشآفرینی کند. همچنین، انتظار میرود دادستان محترم به عنوان مدعیالعموم، با ورود به نحوه واگذاری این املاک، عدالت را برقرار سازد.
همچنین امیدوارم مدیران این ستاد که در این شهر سکونت دارند و از آب و هوای شاهرود استفاده میکنند در تصمیمات خود حق و حقوق عامه را در نظر بگیرند.این دو باغ قابلیت تبدیل شدن به مکان تفریحی و گردشگری عمومی را دارند، شهردار محترم با تملیک این دو باغ می تواند ضمن حفظ این سرمایه های ارزشمند خدمت بزرگی به تاریخ و طبیعت شاهرود نماید و اجازه ندهد که به سازه شخصی و فردی تبدیل شوند.
هرچند در حال حاضر برخی از افرادی که زمانی دم از مطالبه گری می زدند و از نماینده و شهردار مطالباتی را داشتند امروز نه تنها ساکت هستند بلکه در برخی جلسات درخواست حمایت بعنوان کاندید شورای شهر را دارند و این نشان می دهد که مطالبه گری آنها بخاطر حق مردم نبوده بلکه برای هدف حضور در شورای شهر بوده است.
فرجام کار در دستان تصمیمگیران است
این باغها پتانسیل تبدیل شدن به قطبهای گردشگری و تفریحی را دارند. شهردار محترم میتواند با تملیک این باغها، هم میراث تاریخی را نجات دهد و هم سرمایهای ارزشمند برای شهر خلق کند. اما اگر روند فعلی ادامه یابد، آنچه باقی میماند تنها ساختمانهایی بیروح خواهد بود که بر ویرانهی تاریخ شاهرود بنا شدهاند.
هر شهری یک سری افراد بانفوذ در هر لباس و عنوانی که باشند دارد، اما مسئله این است که بزرگان شهر ما کجای این ماجرا هستند؟
امید است مدیران، مشاوران و مسئولان، پیش از آنکه دیر شود، میان «منافع شخصی» و «حقوق عامه» تفکیک قائل شوند. شاهرود امروز، بیش ازهر زمان دیگری به «مطالبهگری واقعی» نیاز دارد، نه به کسانی که تنها برای رسیدن به کرسیهای قدرت، دم از حق مردم میزنند.
