photo 2026 06 15 21 19 51

حسن شکوهی فر، فعال حوزه کشاورزی و دامداری

وقتی تولیدکننده میان خشکسالی، گرانی نهاده‌ها، قطعی برق و بی‌اعتمادی به سیاست‌های حمایتی گرفتار می‌شود

استان سمنان سال‌هاست یکی از ستون‌های خاموش امنیت غذایی کشور محسوب می‌شود؛ استانی خشک، کم‌آب و سخت‌اقلیم که برخلاف محدودیت‌های طبیعی، توانسته سهم قابل توجهی در تولید محصولات زراعی، دامی، باغی و پروتئینی کشور ایفا کند. اما امروز مسئله اصلی کشاورزی سمنان، کمبود ظرفیت تولید نیست؛ مسئله، فرسایش تدریجی توان تولیدکننده در سایه سیاست‌های ناکارآمد و حمایت‌های ناکافی است.

سمنان در قلب جغرافیای ایران قرار دارد و صرفاً یک استان تولیدکننده نیست؛ این استان بخشی از زنجیره راهبردی تأمین غذا در کشور است. از تولید گندم در هزاران هکتار اراضی زراعی گرفته تا توسعه دانه‌های روغنی، دامداری، طیور، پسته، انگور و محصولات گلخانه‌ای، همگی نشان می‌دهد که کشاورزی در این استان یک فعالیت اقتصادی ساده نیست، بلکه بخشی از امنیت ملی کشور است.

اما پرسش مهم اینجاست؛ آیا سیاست‌گذاری‌ها متناسب با این اهمیت پیش رفته‌اند؟

واقعیت میدان چیز دیگری می‌گوید.

کشاورز امروز در سمنان با افزایش سرسام‌آور هزینه‌های تولید مواجه است؛ از کود، سم، بذر و سوخت گرفته تا حمل‌ونقل، انرژی و ماشین‌آلات. نهاده‌های دامی نیز با جهش قیمت روبه‌رو شده‌اند، بدون آنکه بسته حمایتی مؤثری برای دامداران تعریف شود. سختگیری بانک‌ها در پرداخت تسهیلات و ناکارآمدی «کیف پول حمایتی» نیز عملاً بخشی از تولیدکنندگان را از دسترسی به منابع مالی محروم کرده است.

از سوی دیگر، تعیین‌نشدن قیمت واقعی گندم آن هم در زمان کاشت یکی از جدی‌ترین عوامل بی‌اعتمادی کشاورزان به سیاست‌های دولتی است. وقتی کشاورز بدون اطلاع از قیمت واقعی محصول، وارد فصل کشت می‌شود و در نهایت نیز مطالبات او با تأخیرهای طولانی پرداخت می‌شود، چگونه می‌توان انتظار استمرار انگیزه تولید داشت؟

مشکل فقط اقتصاد نیست؛ بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری نیز به بحران تبدیل شده است.

قطع برق چاه‌های کشاورزی در استانی که رتبه نخست توسعه نیروگاه‌های خورشیدی کشور را یدک می‌کشد، نمونه‌ای آشکار از تناقض مدیریتی است. کشاورزی که در گرمای تابستان برای نجات محصول خود به آب وابسته است، نمی‌تواند با خاموشی‌های چندساعته و غیرقابل پیش‌بینی کنار بیاید. خاموشی چاه‌ها فقط قطعی برق نیست؛ تهدید مستقیم امنیت تولید است.

در حوزه زیرساخت نیز ضعف‌های مزمن ادامه دارد. نبود صنایع تبدیلی و فرآوری، سردخانه های پیش رفته با مصرف بهینه انرژی و نگهداری کیفیت تر محصولات کشاورزی، کمبود گلخانه‌ها در برخی شهرستان‌ها و بی‌توجهی به فناوری‌هایی مانند پرتودهی برای افزایش ماندگاری محصولات، به‌ویژه پسته و انگور، موجب شده بخش بزرگی از ارزش افزوده کشاورزی از دست برود.

در این میان، عملکرد مراکز تحقیقاتی کشاورزی نیز نیازمند بازنگری جدی است. هنوز بسیاری از کشاورزان از نبود الگوی کشت منطبق با اقلیم منطقه، معرفی‌نشدن محصولات مقاوم به خشکی و سرما و فقدان برنامه‌های دقیق تناوب کشت گلایه دارند؛ مسائلی که گاه منجر به ضررهای سنگین برای تولیدکننده می‌شود؛ همان‌گونه که در برخی سال‌ها درباره محصولاتی مانند پیاز، سیب زمینی و گوجه فرنگی شاهد آن بودیم.

از سوی دیگر، تعاونی‌های کشاورزی ــ که طبق اصل ۴۴ قانون اساسی و تأکیدات رهبر انقلاب باید یکی از پایه‌های اقتصاد باشند همچنان از حمایت مؤثر محروم‌اند. در حالی که توسعه تعاونی‌ها می‌تواند بخشی از مشکلات تأمین نهاده، بازاریابی، صادرات و حتی مدیریت ریسک را کاهش دهد.

کمبود شدید کودهای فسفاته، مشکلات تأمین سوخت، عدم امهال و تمدید وام‌های کشاورزی، دشواری در حمل دام زنده، پاره‌وقت بودن کارشناسان کشاورزی در مناطقی مانند کالپوش و  پرداخت نشدن به موقع غرامت محصولات و از همه مهمتر میزان ناچیز  غرامت پرداختی  زنجیره‌ای از مشکلاتی است که امروز تولیدکننده را زیر فشار گذاشته است.

کشاورزی سمنان هنوز ایستاده است؛ اما نباید فراموش کرد که ایستادگی، همیشگی و بی‌هزینه نیست.

اگر امروز صدای کشاورزان شنیده نشود، فردا هزینه آن را نه فقط تولیدکننده، بلکه کل کشور در حوزه امنیت غذایی، اشتغال روستایی و پایداری اجتماعی خواهد پرداخت.

جامعه کشاورزی سمنان از کمبود ظرفیت رنج نمی‌برد؛ از کمبود حمایت متناسب با مسئولیت سنگینی که بر دوش دارد رنج می‌برد. اکنون زمان تصمیم‌های بزرگ و سیاست‌های واقعی است؛ پیش از آنکه فرسودگی تولید، جای تاب‌آوری را بگیرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *